تبليغاتX
گیتار کلاسیک

یکشنبه 1390/10/25

 دشیفراژ


نخستين رو خواني نت هاي موسيقي « دشيفراژ خواني» و نخستين اجراي نت هاي موسيقي يا ساز « دشيفراژ نوازي » ناميده مي شود که آن ها را به ترتيب مي توان « يکباره خواني » و « يکباره نوازي» نيز ناميد.در عمل « دشيفراژ» فرد به هيچ وجه مجاز به اجراي دوباره و يا چندباره نت هاي موسيقي نمي باشدو بنابراين براي اينکه وي بتواند د راولين بار به بهترين نحو از عهده ي اجراي نت هاي موسيقي برآيد, لازم است در راستاي دست يابي به دو موضوع؛ يکي تقويت و گسترش سابقه سازي هاي عميق از مباحث نوشتاري و غير نوشتاري موسيقي در ذهن و ديگري تقويت تحرک چشم براي رؤيت سريع نت هاي موسيقي اقدام به تمرينات لازم به صورت گسترده و همه جانبه بنمايد. موضوع سومي نيز لازم است به دو موضوع اشاره شده افزوده شود و آن تقويت ماندگاري ذهن در رابطه با موارد نوشتاري و غير نوشتاري آثار موسيقي به هنگام اجراي « دشيفراژ» است.

با توجه به توضيحات اشاره شده سه موضوع کليدي ياري دهنده به عمل « دشيفراژ» به ترتيب زير خواهند بود.

الف- تقويت و گسترش مسبوقات ذهني

ب- تقويت تحرک چشم.

پ- تقويت ماندگاري ذهن.

تمرين دشيفراژ خواني ( يکبار. خواني) همواره لازم است مقدم بر تمرين « دشيفراژنوازي » 0 يکباره نوازي) در دستور کار فراگيري « دشيفراژ» قرار گيرد.

« دشيفراژ خواني» ( يکباره خواني ) را مي توان به دو صورت؛ نخست « دشيفر پارلاتي نت هاي موسيقي » و سپس « دشيفر کانتاتي نت هاي موسيقي » به انجام رسانيد.

دشيفر نوازي ( يکباره نوازي ) را نيز مي توان به دو صورت نخست؛ « دشيفر پارلاتي نت هاي موسيقي» همراه با نشان دادن موقعيت آن نت ها روي سيم ساز و يا کليد ساز ( بدون دميدن, آرشه کشيدن و يا مضراب زدن) اقدام نمود و سپس اعمال ذکر شده را همراه با دميدن, آرشه کشيدن و يا مضراب زدن به انجام رسانيد.

نوازندگان سازهاي کلاويه دار و سازهايي مانند: سنتور, قانون و مشابه آن ها انجام دو مرحله ي اشاره شده در بالا را نخست به تفکيک دست چپ و راست به نوبت انجام مي دهند و آنگاه با هر دو دست همزمان عمل « دشيفراژ» را تمرين مي نمايند.

اکنون مي پردازيم به شرح سه موضوع ياري کننده ي عمل دشيفراژ همراه با توضيح زير مجموعه هاي آن ها.

تقوييت و گسترش مسبوقات ذهني:

سابقه سازس هر چه عميق تر از مباحث متنوع نوشتاري و غير نوشتاري موسيقي در ذهن, موجب شناسايي هر چه سريع تر و آسان تر آن ها توسط حافظه به هنگام عمل « دشيفراژ» خواهند شد که از راه تمرين فرد يا يکايک مراحل زير حاصل مي گردد.

الف: نوشتاري ها

1) ريتم: ايجاد زمينه هاي ذهني مطلوب از تصاوير متنوع و متعدد اشکال ريتم و در نتيجه دستيابي به درک آسان نسبت به آن ها مستلزم بررسي و تجزيه و تحليل همه جانبه فرد از انواع ريتم يعني: ساده, ترکيبي, بدون سکوت, و در نهايت ريتم هاي مختلف ( لنگ) مي باشد.

2) اينتروال: درک و پذيرش توناليته اثر مورد نظر, براي کسي که عمل « دشيفراژ» را انجام مي دهد, نخستين نياز در بخش اينتروال محسوب مي گردد. پس از اين نياز, تسلط وي بر نت هاي « آلتره» موضوع مهم بعدي اين بخش مي باشد. بديهي است تشخيص ِ به هنگام فرد نسبت به اتفاق « مدولاسيون» در اثر مورد نظر, رکن سوم از توانايي هاي وي در عمل دشيفراژ به حساب مي آيد.

3) تمپورال, مترونوميک: فرد اجرا کننده « دشيفر» لازم است ادراک خوبي از تميز تمپو ارائه شده در اثر مورد نظر را کسب نمايد و پر واضح است که وي پس از حصول تمپو مورد نظر بتواند آن را ثابت ( بدون کند و يل تند شدن) به روال« مترونوميک» ادامه دهد.

4) ديناميک: شدت و ضعف صدا در آثار مورد نظر براي « دشيفراژ» به دو گونه يک باره و تدريجي بروز مي نمايد. بنابراين فرد اجرا کننده ي دشيفر لازم است در زمينه موارد متنوع « ديناميک» سابق سازي هاي خوبي در ذهن به وجود آورد.

5) آگوگيگ: اين مورد نيز مانند مورد « ديناميک» مي تواند به دو صورت تدريجي و يک باره, تمپو ارائه شده در آثاري مورد نظر براي « دشيفراژ» را تندتر و کندتر نمايد. بديهي است هر گونه سابقه سازي هاي ذهني فرد نسبت به تمام موارد« آگوگيگ» , رويارويي يک باره با آن ها را به هنگام « دشيفراژ» براي وي سهل تر مي نمايد.

ب: غير نوشتاري ها:

1) اکول: شيوه ي انجام و چگونگي مرتبط شدن فرد اجرا کننده موسيقي با ساز, آواز, رهبري ارکستر و … را اکول گويند.

اکول به هنگام عمل دشيفراژ معمولاً دستخوش بي توجهي و با کم التفاتي محسوس فرد اجراء کننده « دشيفر» مي شود. بنابراين رعايت و پايبندي به اصول مقرر شده در رابطه با اکول يکي از الزامات, به هنگام عمل« دشيفراژ» به حساب مي آيد.

2) سونوريته: سونوريته را در معني لغوي « پرآهنگي» گويند. صدادهندگي مطلوب و زيبا در ساز, آواز ارکسترو …. صداي « سونور» ناميده مي شود.

«سونوريته» نيز مانند « اکول» به هنگام عمل « دشيفراژ» کيفيت مطلوب و زيباي خود را از دست مي دهد. بنابراين توجه به اين نکته در هنگام اجراي « دشيفر» امري ضروري و اجتناب ناپذير خواهد بود.

3) موزيکاليته: اجراي موسيقايي آثار يعني رعايت نمودن بسياري از نکات و ظرايف مقرر شده در اصول اجرا براي اين امر و به عبارتي ديگر يعني « موزيکال» اجرا نمودن آثار موسيقي.

اين که اجرا کننده « دشيفر» بتواند در اولين مرتبه ي ارتباط اجرائي خود با نت ها در آثار موسيقي, آن ها را کاملاً « موزيکال» نيز اجرا نمايد, بدون ترديد انتظاري بس دشوار و پيچيده به نظر مي رسد. با اين حال از اجراي يک « دشيفراژ» جامع و کامل چنين انتظار ميرود که فرد اجرا کننده « دشيفر» اثر موسيقي مورد نظر را با رعايت کامل نکات و ظرايف « موزيکاليته» اجرا نمايد.

تقويت تحرک چشم.

ضرورت وادار نمودن چشم براي حرکت به جلو به هنگام مطالعه, بدين معني است که چشم, خود به خود ميل حرکت به جلو را ندارد. بنابراين تعقيب نحوه ي عاجل نت هاي موسيقي توسط چشم امري است ممارستي و لزوماً با تمرينات متعدد و متنوع به شرح ارائه شده, حاصل مي گردد.

الف: الگوهاي ريتم.

هر خط ريتم متشکل است از الگوهاي متنوع ريتم که در کنار هم نوشته مي شوند. با بهره جويي از حافظه موقت و بنابر وادار نمدن چشم به ديدن الگوي ريتم قبلي روي الگوي ريتم بعدي و تداوم بخشيدن به اين امر تا انتهاي خط ريتم نوشته شده, عمل تحرک چشم به جلو را تا دستيابي به توانائي هاي لازم در اين زمينه, ممارست مي نماييم.

بنابر تعريف ارائه شده, نقطه ي ديد چشم فرد, همواره در يک مرحله جلوتر از اجراي هر الگوي ريتم قرار خواهد گرفت. به عبارتي : زماني که فرد در حال اجراي يک الگوي ريتم مي باشد, در اين زمان نگاه چشم وي روي الگوي بعدي ريتم قرار مي گيرد و بدين ترتيب اين عمل تا انتهاي خط ريتم نوشته شده ادامه مي يابد.

مورد اشاره شده را روي چهار نوع از خط ريتم به ترتيب آمده در زير به اندازه ي لازم تمرين مي نمائيم.

• خط ريتم ساده بدون سکوت

• خط ريتم ترکيبي بدون سکوت

• خط ريتم ساده با سکوت

• خط ريتم ترکيبي با سکوت

• خط ريتم مختلط ( لنگ)

ب: نت هاي اينتروال.

يک رديف از نت هاي اينتروال را که به صورت فواصل متصل ( پيوسته) بر روي پنج خط حامل نوشته شده است, در مقابل ديدگان خود قرار مي دهيم. اکنون به همان ترتيبي که در رابطه با الگوهاي ريتم در خط ريتم تاکيد شده است, نام هر نت اينتروال لازم است روي نت بعدي ذکر گردد. به عبارتي ديگر زماني که فرد در حال گويش نام يک نت اينتروال است, در اين زمان نگاه چشم وي نت اينتروال بعدي قرار مي گيرد و بدين ترتيب اين عمل تا انتهاي خط اينتروال نوشته شده, ادمه مي يابد.

تمرين اشاره شده لازم است روي خط اينتروال به صورت منفعل ( پرش) نيز انجام گيرد. بديهي است انجام اين تمرين براي فرد با توجه به پرش نت ها به مراتب دشوارتر از حالت پيوسته نت هاي اينتروال خواهد بود.

تمرينات ارائه شده در بخش « تقويت تحرک چشم» باعث تقويت هرچه بيشتر حافظه موقت نيز خواهد شد.

تقويت ماندگاري ذهن.

حضور بدون وقفه ( ماندگاري) ذهن در مسير انجام هر مورد را مي توان « توکِز » ناميد. بنابراين دامن زدن به هر چه طولاني تر شدن مسير انجام يک مورد همراه با تعقيب بدون وقفه ي ذهن را مي توان به منزله ي ممارست فرد براي دستيابي وي به تمرکز پايدار قلمداد نمود.

بدون ترديد, در عمل « دشيفراژ » نياز وافر فرد به تمرکز پايدار امري است بسيار ضروري و اجتناب ناپذير.

وقتي با نت هايي از موسيقي روبه رو مي شويم که تا پيش از آن هيچ گاه آن ها را بدان ترتيب رؤيت ننموده و اجرا نکرده ايم و اکنون با انتظاري بس گسترده و دشوار مي خواهيم يکايک موارد اشاره شده در فوق نيز, در اثر موسيقي مورد نظر براي « دشيفراژ» تحقق يابد, بديهي است نياز فرد اجراء کننده « دشيفر» به امر تمرکز کاملاً مشهود و نمايان مي گردد.

حضور بدون وقفه ي ذهن ( ماندگاري ذهن) در مسير انجام يک مورد را مي توان با استفاده از تمرينات ارائه شده در زير به تدريج تقويت نموده و تداوم بخشيد.

الف: شمارش معکوس اعداد.

پيگيري شمارش معکوس اعداد, مستلزم توجه ذهن به ترتيب معکوس آنان در پي هم است. اين مورد که لازم است با رعايت « تمپو» معين انجام پذيرد خود باعث تمرين حضور بي وقفه ذهن در فرد خواهد شد. به اين تمرين بايد به سه روال اشاره شده در زير تا پيش از رسدن موضوع به حافظه طوطي وار فرد, پيگيري و اقدام شود.

• شمارش معکوس اعداد به صورت پيوسته.

• شمارش معکوس اعداد به صورت دهگان.

• شمارش معکوس اعداد به صورت صدگان.

ب: الگوهاي دوتائي, سه تائي, برودري و گرافيکي.

1 ) گام ها

گويش اسامي نت هاي گام چه به صورت بالارونده و يا پايين رونده به روال دوتايي, سه تايي, برودري و فيگورهاي گرافيکي نيز مستلزم معطوفيت ذهن فرد نسبت به ترتيب انجام آن ها در پي هم است.

بدبهي است اين الزام نيز مي تواند در جهت تمرين حضور بي وقفه ( ماندگاري) ذهن و تداوم بخشيدن به آن کمک بسيار مؤثر و فراواني بنمايد.

مشروط بر اينکه اجراي اين تمرين همواره برخوردار از « تمپو» معين و ثابت نيز باشد.

2 ) فواصل متنوع.

ذکر اسامي نت هاي متنوع به صورت دوتايي, سه تايي, برودري و فيگورهاي گرافيکي نيز لزوم توجه و پيگيري ذهن فرد نسبت به چگونگي ترتيب انجام آن ها را در پي خواهد داشت. بدين ترتيب طول زمان توجه ذهن فرد در نتيجه ماندگاري پيگيرانه آن از راه تمرينات با رعايت تمپو ثابت به مرور بيشتر خواهد شد. بديهي است انجام اين تمرينات براي دستيابي فرد به امر حضور پايدار و بدون وقفه ذهن وي به هنگام عمل « دشيفراژ» بسيار مفيد و مؤثر خواهد بود.

www.guitar4all.com

نوشته شده توسط mahbod mashayekhi در 4:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/10/25

چگونه همیشه به نواخن گیتار کلاسیک علاقه مند باشیم؟

نویسنده: جیمی آندرایس
منبع:کتاب داستان های از ذن
تدوین:ساعی مغیثی

می گویند روزی مردی به نزد یکی از استادان ذن رفت و از تو سوال کرد:استاد می شود برای من مهمترین نکاتی را که در سطح استادی در فلسفه ذن باید بدانم برروی کاغذی بنویسید؟استاد قلم را برداشت و کلمه دقت را نوشت.مرد گفت فقط همین؟استاد قلم را دوباره برداشت ونوشت دقت,دقت..مرد گفت من معنای عمیقی در این کلمه نمی بینم.مگر شما چیز خاصی را در معنای این لغت می بینید؟استاد گفت دقت یعنی دقت.

علاقه,دقت :

علاقه,دقت و هوشیاری ارکان سه گانه ای هستند که شما باید با درک درست آن ها در سفر به دنیای نواختن گیتار کلاسیک هیشه همراه داشته باشید.

1.علاقه: من به عنوان یک استاد گیتار هر چیزی را که دانش آموزانم نیاز دارند می توانم در اختیار آن ها قرار دهم.به جزء یک مورد که آن چیزی نیست جزء علاقه.شما باید در هر سطحی از نوازندگی این شاخصه را همراه خود داشته باشید.این علاقه می تواند احساس نیاز به نواختن گیتار در طول زندگی تان باشد.یا مثل سوخت ماشینی که در جاده ای حرکت می کند.باید ذکر کنم چه در سطح آماتور و چه در سطح حرفه ای فرق نمی کند شما باید این شاخص را داشته باشید.چون این همان چیزی است که ارزشش را دارد صبح زود بیدار شوید یا بعد از اینکه به دانشگاه رفتید باز هم به نواختن گیتار ادامه دهید.

من به شخصه زمانی شخصی را می بینم که علاقه زیادی در آن نهفته است لذت می برم.ولی متاسفانه علاقه تنها کافی نیست.من اشخاص زیادی را دیده ام که از علاقه زیادی برخوردار بوده اند ولی پس از مدتی تلاش به دلیل اینکه نتوانستند از تمریناتشان نتیجه لازم را بگیرند نواختن گیتار کلاسیک را رها کرده اند.آنها فکر می کنند که دارای مهارت کافی برای نواختن نیستند یا استعداد کافی ندارند,پس نواختن را رها می کنند.در عوض من اشخاصی را دیدم که سال ها گیتار تمرین میکنند و ماه ها با قطعات دست و پنجه نرم میکنند تا بتوانند بر آن ها تسلط کافی را بیابند و بالاخره پس از چند سال موفق می شوند تا بر این مشکلات برتری یابند و به درستی گیتار بنوازند.

شخصی که نوازندگی را ادامه داده و شخصی که آن را رها کرده بعد از گذشت سال ها درک میکنند که بعضی از نوازندگان حرفه ای دارای استعداد بیشتری در نوازندگی هستند و چون آنها این قدرت را ندارند پس ناامید می شوند.اما برای من فرقی ندارد هرکسی که می خواهد در نوازندگی موفق شود و به آن ایمان دارد می تواند نوازنده ی بزرگی شود.

علاقه شدید شما به نوازندگی گیتار کلاسیک باعث می شود تا در ابتدا با مشکلات اولیه در نوازندگی دست و پنجه نرم کنید و نوازندگی را ادامه دهید.

2.دقت و تمرکز: بیشتر نوازندگان برای خود دورنمایی از نوازندگی خود در آینده تجسم میکنند و همیشه به دنبال این هستند که چگونه و به چه قیمتی باید به هدف خود برسند.جالب است بدانید که بیشتر نوازندگان فکر می کنند با تمرین بسیار(منظور تمرین فیزیکی)میتوانند به این هدف برسند ولی به نظر من به جز تمرین فیزیکی باید به تمرین دیگری پرداخت.منظور از این تمرین به دست گرفتن گیتارتان نیست بلکه منظور قدرت تمرکز ذهن شما است.بله قدرت تمرکز ذهن شما,شما باید در هنگام نوازندگی تمام تمرکز و حواس خود را برروی نواختن گیتار بگذارید.شما با تمرکز در هنگام تمرین این شعور را به انگشتانتان انتقال می دهید تا در کنترل کامل شما باشند.

سعی نکنید در هنگام نوازندگی حواستان جای دیگری باشد.باید به هر ضربه ی خود به سیم های گیتار و انگشت گذاری تان فکر کنید.خیلی از مردم فکر می کنند نوازندگان بزرگ ساعت های بسیاری در روز به نوازندگی می پردازند ولی نمی دانند که آن ها با تمرین 2 ساعت با تمرکز کامل می توانند به جای تمرین 14 ساعت بدون تمرکز قدرت خود را در نوازندگی افزایش دهند در ضمن نوازندگانی که بدون تمرکز تمرین می کنند نمی دانند که انگشت هایشان چه کاری انجام می دهد.

بد نیست بدانید پیانیست بزرگ گلن گلدن در زمانی که فقط 3 روز به کنسرتش مانده بود شروع به نوازندگی می کرد و تمام مدت قبل از آن را به تمرینات ذهنی می پرداخت و میگفت که این کار باعث می شود تا تمرکز بیشتری در هنگام نوازندگی داشته باشم.

جمله ی قدیمی است که می گوید نبوغ یعنی دقت تمرکز.نوازندگان حرفه ای این جمله را به طور کامل درک کرده اند.به نظر من نبوغ یعنی به اندازه کافی وقت گذاشتن برای تمرین در نوازندگی تا بتوان تمام تمرکز و حواس خود را در هنگام نواختن جمع کنید و هوشیاری کامل را در نوازندگی بدست بیاورید.

پس در پایان به این نکته پی بردیم که کلید موفقیت و همیشه علاقه مند بودن به نوازندگی، در تمرین بسیار زیاد نیست بلکه در تمرین درست کردن است.

علاقه + اطلاعات درست + تمرین درست + اعتماد به نفس = افزایش علاقه شما در نوازندگی

www.guitar4all.com

نوشته شده توسط mahbod mashayekhi در 0:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/10/25

انجام تمرینات مفید روزانه


استفاده درست از وقت به هنگام تمرین ساز، از مهمترین عواملی است که پیشرفت شما را در نوازندگی تضمین می کند، به نکاتی که یکی از مدرسین موسیقی در این باره بیان کرده است دقت کنید.


جری کوکر (Jerry Coker) پرفوسور موسیقی و نوازنده توانای saxophone ، استاد دانشگاه و همچنین نویسنده بیش از ۲۰ کتاب در زمینه موسیقی Jazz در ارتباط با روشهای تمرین کردن موسیقی نظریاتی مفیدی دارد که در اینجا به نکات مهم آن اشاره می کنیم.

او معتقد است که هنرآموز برای موفقیت باید تمرین منظم داشته باشد، حداقل روزی ۷۵ دقیقه. بسیاری از ما بیش ممکن است بیش از این مقدار طی روز تمرین داشته باشیم، اما نکته اینجاست که بهره لازم از زمان صرف شده را نمی بریم.

۱- ابتدا برای اینکه وارد دنیای موسیقی شوید به مدت ۵ دقیقه یک ملودی آرام را که دوست دارید تمرین کنید.
۲- به مدت ۱۵ دقیقه تمرین گام و آرپژ انجام دهید.
۳- به مدت ۱۰ دقیقه تمرین الگوهای ملودیک یا Riff انجام دهید.
۴- به مدت ۵ دقیقه روی ملودی های جدید با آکوردها Improvise کنید.
۵- برای مدت ۱۵ دقیق روی در آوردن ملودی از روی نوار یا CD کار کنید به اینکار Transcription گفته می شود.
۶- به مدت ۱۰ دقیقه روی نقطه ضعف های جدی خود کار کنید. مثلآ اگر در بعضی از گام ها ضعف دارید یا با سرعت های زیاد مشکل دارید به آنها بپردازید.
۷- برای مدت ۱۵ دقیقه نیز وقت خود را صرف یاد گیری یک آهنگ جدید بکنید که شامل ملودی و تحلیل هارمونی باشد.

گفتگوی هارمونیک

نوشته شده توسط mahbod mashayekhi در 0:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/10/25

از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟؟؟؟


سئوالی که برای بسیاری از نوازندگان سازهایی که توان نواختن آکورد را دارند (مانند پیانو و گیتار) پیش می آید این است که "چگونه میتوان متوجه شد که بعد از اجرای یک آکورد به چه آکورد دیگری برویم؟"


احتمالا خیلی از شما افرادی را دیده اید که توانایی همراهی با هر ترانه ای که یک خواننده می خواند را دارند. اینگونه از افراد با گوشهای دقیق، تجربه و معلوماتی که از دانش هارمونی دارند بسادگی می توانند به چنین قدرتی دست پیدا کنند. اما چگونه؟

قوانین بسیاری برای وصل آکوردها موجود است اگر به آنها از دید قوانین هارمونی چهاربخشی کلاسیک نگاه کنید شاید بسیار پیچیده بنظر آیند. اما در عین حال شما می توانید آنگونه که یک موسیقی دان پاپ یا جز به آن نگاه می کند، به این قوانین بنگرید، در اینصورت بسیار ساده توجیه پذیر خواهند بود.

این قوانین در عین حال که می توانند بعنوان راهنمای شما در انتخاب آکورد کاربرد داشته باشند، آنگونه نیستند که در مواقع لزوم نتوان آنها را زیر پا نهاد.

بتهوون در جایی می گوید : "هیچ قانونی در موسیقی نیست که برای زیباتر کردن آن نتوان آنرا زیر پا گذاشت".

و یا دوک الینگتون آهنگساز و نوازنده پیانو Jazz میگوید : "آهنگ خود را اجرا اگه دیدید خوب صدا میدهد، خود را درگیر قانون و مقررات موسیقی نکنید."

مهمترین توالی آکوردی که در تمام سبکهای موسیقی مفید هست چیزی است که به آن دایره پنجم ها (Circle of the fifths) گفته می شود. یک دایره بکشید و آنرا به دوازده قسمت تقسیم کنید.

در یکی از قسمتها نت C را بگذارید و بعد در یک جهت مثلا" در جهت عقربه های ساعت با فاصله های پنجم به پنجم خانه های بعدی را پر کنید.



C,G,D,A,E,B,F#,C#,G#,D#,A#,F,C میبینیم که در نهایت پس از طی کردن یک گام کروماتیک دوباره به نت C می رسیم.

با توجه به آنکه هر گام ماژور یک مینور نسبی دارد - که یک سوم کوچک پایین تر از گام بزرگ است - می توانیم با حرکت بر روی این داره به توالی آکورد های زیبایی (با انتخاب ماژور یا مینور نسبی) دست پیدا کنیم.

حال شروع کنید و روی ساز خود با آکورهای ساده مثلا" ماژور دایره پنجم ها را از C دور بزنید تا دوباره به C برسید، آکوردها را اجرا کنید. متوجه خواهید شد که وصل این آکوردها به یکدیگر چقدر مطبوع است هر چند طی چند انتقال از یک آکوردی که هیچ علامت تغییر دهند ندارد مانند C به یک آکورد مانن #F می رسید که تمام نتهای آن دارای علائم تغییر هستند.

برای ایجاد تنوع می توانید در هر قسمت که علاقه دارید بجای آکورد ماژور از مینور نسبی آن استفاده کنید. مثلآ بجای C,F,C,G,C می توان از C,Dm,C,G استفاده کرد و ...

گفتگوی هارمونیک

نوشته شده توسط mahbod mashayekhi در 0:2 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •